دلم گرفت از آسمون، هم از زمين هم از زمون تو زندگيم چقدر غمه، دلم گرفته از همه اي روزگار لعنتي، تلخه بهت هر چي بگم من به زمين و آسمون دست رفاقت نمي دم امشب از اون شبهاست که من، دوباره ديوونه بشم تو مستي و بي خبري اسير ميخونه بشم امشب از اون شبهاست که من، دلم مي خواد داد بزنم تو شهر اين غريبه ها دردم رو فرياد بزنم از اين همه دربه دري تو قلب من قيامته چه فايده داره زندگي اين انتهاي طاقته از اين همه در به دري به لب رسيده جون من به داد من نميرسه خداي آسمون من
+
نوشته شده در
85/04/31ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
+
نوشته شده در
85/03/16ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
+
نوشته شده در
85/03/16ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط M.I.S
|
برادر جان مرا غم بی هم نفسی کشت...
+
نوشته شده در
85/03/16ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط M.I.S
|
کاخ نشینان ترسند از حوادث ... ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم
+
نوشته شده در
85/03/02ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سکوت ناگزیر
آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه،بیدهای سر به زیر
ای نظاره شگفت،ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر،ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح،سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط،مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان،مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی،اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب،در دیار خویش
با تو آش
+
نوشته شده در
85/03/01ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
هوا بوی نم گرفته
اینم بمونه
صدای گریه بارون تو خیالم دم گرفته
اینم بمونه
با نگاهت قلبم و ازم گرفتی
اینم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتی
اینم بمونه
گفتی که قلبت تو پس میدم
اینم بمونه
گفتم این قلب تو پیشت بمونه
اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله
اینم بمونه
گفتی که توهم دلت چه خوشخیاله
اینم بمونه
من می گفتم شب عشق با این سیاهی
نداره ترسی برام وقتی تو ماه ی
تو می گفتی اره من ماه م
ولی تو امدی اسمونت اشتباهی
اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله
اینم بمونه
گفتی که توهم دلت چه خوشخیاله
اینم بمونه
من می گفتم شب عشق با این سیاهی
نداره ترسی برام وقتی تو ماه ی
تو می گفتی اره من ماه م
ولی تو امدی اسمونت اشتباهی
+
نوشته شده در
85/02/29ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
ای دل تنها چی چشم انتظاری
باز یک لحظه یک دم اروم نداری
مثل زمستون تو حسرت بهاری
باز عشقت خیمه زد روکولم
باز یادت اتیش زد به اشیونم
باز بی تو باید تنها بمونم
بیا سکوت لبهام هنوز حرمت خونه است
پرنده دل من هنوز بی اشیونه است
بیا پر از امید هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره ذاره
چراه وقتی نوبت ماست اسمون جائی نداره
واسه من واسه من تنهایی درد
درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمردهای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم
بیا سکوت لبهام هنوز حرمت خونه است
پرنده دل من هنوز بی اشیونه است
بیا پر از امید هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته
+
نوشته شده در
85/02/29ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
اشکای یخیمو پاک کن درای قلبتو وا کن صدای قلبمو بشنو من چه کردم با دل تو کاشکی تو لحظه ي آخر عشقو تو نگام میخوندی قلب تو صدامو نشنید نشنید نشنید رفتی با غریبه موندی اگه یک روز بگم از این حکایت که به تو کردم عادت دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت رفاقت اگه یک شب برسم به حقایق میشم خدای عاشق میگم رازمو به ستاره ي دریای مغرب دریای مغرب اگه یک روز بگم از این حکایت که به تو کردم عادت دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت رفاقت
+
نوشته شده در
85/02/28ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|
چی بگم که خیلی تنهام میدونی یاری ندارم
چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم
هیچ کسی پا نمی زاره به سراچه خیالم
هیچ کسی جواب نداده این سوال بی جوابم
هرکی اومد دوسه روزی از دلم بازیچه ای ساخت
دل من مثل عروسک ساده بود دل به دلش داد
گله و گلائی است بی وفائی رسم عشقه
عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
+
نوشته شده در
85/02/27ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط M.I.S
|